در فاصله 8 کیلومتری شهر بادرود و در 38 کیلومتری شمال شرقی شهر نطنز در دل کویر محل بقعه و آستان دو بزرگوار از سلاله پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) بنام امامزاده آقاعلی عباس و امامزاده محمد (علیهم السلام) از فرزندان حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) و برادران حضرت ثامن الائمه علی ابن موسی الرضا (علیه السلام) و حضرت معصومه (علیها السلام) واقع گردیده؛ کویری که در گذشته محل زیست هیچ زی حیاتی نبوده و به برکت این دو بزرگوار محل عاشقان به اهل بیت عصمت و طهارت گردیده است و سالیانه عده کثیری از زائرین از اطراف و اکناف و از سراسر کشور اسلامی ایران به زیارت مرقدشان مشرف می شوند. اين دو امامزاده عالي مقام به اتفاق حضرت شاهچراغ (علیه السلام) كه در شيراز مدفون گرديده و مورد توجه عده زيادي از شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) مي باشد جهت ملاقات برادر بزرگوار خود حضرت امام رضا (علیه السلام) به ايران آمدند به طوري كه در بعضي کتب قديمه به چشم مي خورد اين دو امامزاده باتفاق جمعي ديگر از سادات و مواليان به حوالي كاشان رسيدند؛ اتفاقاً عبدالجبار طبرسي نامي كه از زمره دوستان اهل بيت عصمت و طهارت (علیهم السلام) شمرده مي شده فرمانروائي كاشان را بر عهده داشته و به محض اطلاع از ورود ايشان به خدمتشان رسيده و همه آنها را به منزل خود برده و مدت هفده شبانه روز از آنها پذيرائي كرد و اظهار داشته كه رفتن به طوس به صلاح شما نيست؛ زيرا مأمون خليفه عباسي در گفتارش اعتباري نيست، اقوال و كردارش روي حساب سياست سلطنتي خود استوار است، فعلاً بمانيد تا خبر صحيح برسد. لاجرم مدتي در حوالي كاشان و فين ماندند؛ سپس حركت كرده تا قريه يزدلان و از آن جا به قريه بادافشان (بادرود امروزي) رسيدند. حكمران اين نواحي نيز شرفياب حضور اين دو امامزاده شده خدمت شايسته اي معمول داشت؛ شاهزادگان چند روزي نيز در اين نواحي توقف كرده جمعي كثير به ايشان ملحق شدند. در روز چهارشنبه هفتم ربيع الاول سال دویست و سه هجری خبر شهادت حضرت علي بن موسي الرضا (علیه السلام) به ايشان رسيد. از اين خبرجان گداز عمامه هاي خود را از سر برداشته و گريبانهاي خود را چاك زدند و به عزاداري قيام نمودند. مردم آن نواحي خدمت امامزادگان رسيده عرض تسليت نمودند، تا مدت چهل روز گذشت؛ سپس آنها را به حمام برده و لباس عزا را از تنشان بيرون آوردند؛ پس از چندي توقف در قلعه بادافشان قصد مراجعت به وطن خود نمودند. منافقين به سمع مأمون رسانيدند كه برادران حضرت امام رضا (علیه السلام) اراده خروج دارند و جمع كثيري هم با آنها هم پيمان گشته تا به طوس آمده و انتقام خون برادر خود را بگيرند. مأمون از شنيدن چنين خبري به وحشت افتاد و فرمان داد تا لشكری سر راه بر آنها گرفته؛ در هر كجا سادات علوي خصوصاً اولاد حضرت موسي بن جعفر (علیه السلام) را بيابند به قتل برسانند. به طوري كه نقل شده روز چهاردهم جمادي الاولي سال دویست و سه هجری بود كه امامزادگان از قريه بادافشان در حال كوچ بودند كه لشكر شقاوت پيشه مأمون ملعون رسيده و سر راه بر ايشان گرفته و آنها را محاصره كردند. چندين شبانه روز آن بزرگواران را در محاصره داشتند و آب و نان را از ايشان و اصحابشان منع كرده؛ تيغهاي آتشبار از نيام كشيده در برابر ايشان و اصحابشان صف آرائي كرده؛ آستين ستم بالا زدند، اصحاب يك يك اذن جهاد گرفته به درجه شهادت رسيدند. نقل شده كه آن دو بزرگوار در نيمه شب به طور فرار از قريه بادافشان بيرون آمده تا بلكه بتوانند خود را از شرّ لشكر مأمون نجات داده به وطن خود باز گردند چون مقداري راه پيمودند عنان راه از نظر ايشان ناپديد شد و راه را گم كردند؛ چون صبح دميد و عالم روشن گرديد خود را پشت حصار قلعه بادافشان ديدند. در اين لحظه بود كه اين دو بزرگوار فرمودند: انالله وانا اليه راجعون. تقدير پروردگار چنين بود كه بايد با شكم گرسنه و لب تشنه همانند جد بزرگوارشان اباعبدالله الحسين (علیه السلام) به فيض شهادت نائل آیند. دست در گردن يكديگر كرده با هم وداع كردند. آن جماعت شقي و از خدا بي خبر، از خدا و رسول حيا نكرده دور آنان را گرفتند، آن دو شير بچه حيدر كرّار به مثل باد خزان بر ايشان حمله كرده جمع كثيري از آن جماعت را به خاك هلاك افكنده روانه دوزخ نمودند و چنان شجاعتي به خرج دادند كه باعث حيرت و تعجب گرديد و ناتوان شدند، عاقبة الامر درصدد تدبير شده بين آن دو بزرگوار جدائي افكندند. حضرت شاهزاده محمد (علیه السلام) مانند شير بر آن جماعت حمله كرد، آن بدبختان را از ضرب تيغ آتشبار خود مانند جدّ غريبش امام حسين (علیه السلام) به خاك هلاكت مي افكند كه ناگاه ملعوني از كمين گاه بيرون آمده ضربتي بر كتف مبارك آن حضرت فرود آورد كه آن حضرت از اسب به زمين افتاد و بر ريگ بيابان قرار گرفت. لشكر دور بدن نازنين او را گرفتند و با شمشير و خنجر پاره پاره نموده و به شهادت رسانيدند. پس همه لشكر متفق شده به حضرت علي عباس (علیه السلام) حمله ور شدند. چون آن جناب كار را بدين منوال ملاحظه فرمود مانند جدّش حيدر صفدر بر آن ملعونان حمله آورده تا آن كه از كثرت جراحات وارده بر بدن و خونريزي زياد ديگر طاقت سواري براي آن حضرت نماند؛ لذا از اسب روي زمين افتاد. آن مردم ملعون با شمشير و نيزه و خنجر دور بدن فرزند حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را گرفته؛ قطعه قطعه كردند و روح مقدسش در اعلي درجات جنان شرفياب حضور اجداد طاهرينش گرديد. به طوري كه نقل شده جسد مطهر اين دو امامزاده چندين شبانه روز در آن بيابان روي ريگ افتاده بود و كسي جرأت نمي كرد آنها را دفن نمايد؛ سپس زنهاي خالدآباد به تدفين آن اجساد مطهر پرداختند. مردان چون چنين ديدند تعصب نموده به كمك آنها شتافتند و آن دو بزرگوار عالي مقام را در يك بقعه که اکنون بارگاه مجلل ایشان است به خاك سپردند. وجود پر خير و بركت اين دو امامزاده كه در اين مكان هم چون نگيني در دل كوير گرم و خشك مي درخشند و عامل بروز خير و بركات و رونق اين منطقه بوده و باعث افتخار و روشني دل مردمان صميمي آن مي باشد جاي شك نيست كه منسوب به امام هفتم حضرت موسي بن جعفر (علیه السلام) مي باشند و پيوسته محل بروز و ظهور كرامات و خرق عادات و بردن نذورات و مركز استجابت دعا و شفاي بسياري از مريضان بوده و هست، دلهاي عاشق و مشتاقان زيادي را به سوي خود كشيده بلكه از راههاي بسيار دور و حتي كشورهاي خارجي جهت برآمدن حاجات و زيارت اين سلاله هاي پاك رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) به اين بارگاه با عظمت عزيمت نموده و حاجت روا گرديده اند و گويا كه دو نفر در يك پوست و دو روح پاك در يك جسم مطهر در يك ضريح هم آغوش خاك مي باشند. ﴿ آقا علی عبّاس و شاهزاده محمّد در یک نگاه ﴾ نام: علی عبّاس - محمّد کنیه: ابا ایّوب - ابا اسحاق پدر: امام موسی بن جعفر (علیه السلام) مادر: امّ ولد محل تولد: مدینه زمان هجرت به ایران: سال دویست و دو یا سه هجری مسیر هجرت: مدینه ـ کویت ـ بصره ـ اهواز ـ شیراز ـ کاشان ـ بادافشان زمان شهادت: چهاردهم جمادی الاول سال دویست و سه هجری موقعيت مكاني: در 38 كيلومتري شمال غربی مركز شهرستان نطنز واقع در منطقه بادرود

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد